متاریدینگ، عقلانیت یا احساس؟!

یادداشت یکی از شرکت کنندگان دوره متاریدینگ که برای ما فرستادند:
متاریدینگ، عقلانیت یا احساس؟!
به نام آنکه عقل را به عنوان حجتی باطنی به انسان ودیعه داد تا بدان امور زندگی‌اش را در میزان قرار دهد و خود را از گمراهی نجات دهد.
در این عصر و زمان که عصر ارتباطات نامیده می شود و به صورتی باورنکردنی هر روز و در واقع هر ثانیه اتفاقات عجیب و جالب و چه بسا مهمی در عالم هستی رخ می دهد و اگر برای بشر مهم باشد باید از آن مطلع گردد و در مورد آن به تحقیق و جستجو بپردازد. بنابراین می بایست با سرعت و زرنگی به مطالعه و تحقیق در این امور پرداخت و اطلاعات لازم را کسب کرد. معلوم است در این بل بشویی که اتفاق می افتد، یک وقتی انسان چشم باز می کند و متوجه می شود که در دریای بس عمیق و بزرگ در حال غرق شدن است؛ لذا باید خود را مجهز کند تا بتواند از خطرات احتمالی بگریزد.
مدیریت زمان و اولویت بندی کار بسیار مهم و ضروری به نظر می رسد، به‌ویژه اگر انسان در شهری مدرن و علم زده زندگی بکند، این‌جاست که دقت و سنجیده کار کردن را باید به عنوان یک اصل در این امور در نظر پنداشت؛ چرا که در بسیاری از موارد دیده می شود که هزار مدل کلاس و کارگاه با لعابی زیبا نظر انسان را به خود جلب می کند و حتی ممکن است به عنوان ضرورت نیز، تلقی شود و اینجا است که ممکن است جدال بین عقل و احساس روی دهد و احساس با قدرتی پویا عقل را خانه نشین کند و بشود آنچه می‌شود!
یکی از مباحثی که در این زمان بسیار مورد نیاز محققان و دانش‌طلبان می باشد مسئله تندخوانی است که باید خود را به آن مجهز کنند و افرادی نیز به توسعه و گسترش این امر همت نهاده و کلاس های آموزشی را در این مورد برپا کرده‌اند. در این عرصه بعضی افراد، سبک های پیشرفته و مدرن را ادعا کرده‌اند و با نام «متاریدینگ» اهدافی نامعلوم را دنبال می‌کنند!
در بعضی از موارد مشاهده می‌شود ظاهر زیباست اما باطن مشکوک و نامتقن بلکه باطل به نظر می‌رسد؛ لذا در این موارد بر مدعیان این امور ضرورت است که در مورد ادعاهای خود، ادله‌ای متقن ارائه کنند و صرفاً با بعضی از موارد رخ داده، آن هم به صورت فیلمی که چیزی را اثبات نمی کند و در واقع نفس مدعا است، احساسات مردم را خدشه دار نکنند و بر فرد فردِ دانش‌پژوهان نیز لازم است که به سادگی چیزی را نپذیرند و حجت باطنی خود را میزانی در این موارد قرار دهند و ناخواسته لباس پوشالیِ قدرت را بر تن این‌گونه مدعیان نپوشند.
بگذریم از این‌که در چنین مواردی کارشناسان و دلسوزانی نیز در فراخنای تاریخ بوده و هستند و مسئولیت روشنگری را به دوش گرفته و با الهام از معارف دین، از قرآن کریم پیروی می‌کنند که تصریح دارد: الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا:(پیامبران) پیشین کسانی بودند که تبلیغ رسالتهای الهی می‌کردند و (تنها) از او می ترسیدند، و از هیچ کس جز خدا بیم نداشتند؛ و همین بس که خداوند حسابگر (و پاداش‌دهنده اعمال آنها) است.
آری اینان با حرکت در مسیر انبیا بر این باورند که می‌بایست در مقابل انحراف و التقاط ایستاد. سؤالاتی علمی و منطقی مطرح می‌کنند و امید به پاسخ مستدل و دقیق دارند. اینان الگویشان امیرمؤمنان علی علیه‌السلام است که کلامی به این مضمون فرمودند: حقیقت را به صریح‌ترین لحن بیان کنید و در این میدان از قِلّت دوستان نهراسید.
اما متاسفانه شاهد بودیم استاد و برگزارکنندگان دوره متاریدینگ، از جواب طفره رفته و با سخنانی احساسی، احساس مخاطبان خود را بر عقلانیت آنان شورانده و با مظلوم‌نمایی و با بی‌سواد خواندن کارشناسان دینی، حرف خود را بر کرسی می نشانند!؟ به راستی چرا این‌گونه افراد همواره از رویارویی با حقیقت وحشت دارند؟! چرا در جلسات علمی حاضر نمی‌شوند و در حضور کارشناسان از ادعاهای خود دفاع نمی‌کنند؟! چرا از مناظره گریزانند؟!
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…!؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *