متاریدینگ از ادعا تا واقعیت (بررسی ادعا های متاریدینگ)

آنچه ابزار اصلی روش متاریدینگ است ادعاهای بسیار عجیب و بعضا منحصر به فرد است
باتوجه به مطالبی که آقای ح .ف (مدعی متایدینگ) مطرح نموده است در این بخش قسمتی از ادعاهای ایشان را بیان و بررسی می کنیم:
۱- اولین ادعای ایشان که از ابتدای هر دوره به دفعات تکرار می شود این است: «سرعت خواندن متوسط شرکت کندگان در متا پس از دوره ۲۵۰۰ کلمه و نفرات برتر ۵ هزار کلمه در دقیقه خواهد بود آن هم با مبنای خاص محاسبه ی کلمه در متا یعنی بدون احتساب کلماتی مثل از، و ، به … ؛ و در ادامه ادعا میکند تند خوان ترین افراد در دنیا درحد متوسط کلاس متا می باشند! یعنی تنها قادر به خواندن حدود ۲۵۰۰ کلمه در دقیقه (با همان مبنای محاسبه کلمه) می باشند»
– طبق این ادعا متوسط شرکت کنندگان در دوره باید قادر به مطالعه با سرعت تند خوان ترین افراد در دنیا باشند و نفرات برتر کلاس دو برابر سرعت آنها !! که محقق نشدن و واهی بودن این ادعا مخصوصا برای شرکت کنندگان در دوره از روز روشن تر است . به راستی کدامیک از شرکت کنندگان در دوره به این توانایی رسیده اند؟! در طول تمامی این دوره ها یک نفر را میوانید نشان دهید که توانسته باشد دو برابر تند خوان ترین های دنیا مطالعه کند؟ کافیست بدانیم طبق اطلاعات موجود تند خوان ترین فرد دنیا که در کتاب گینس رسما (نه فقط ادعا) به ثبت رسیده در دقیقه ۲۵۰۰۰ (بیست و پنج هزار) کلمه مطالعه میکند . آقای ح.ف از بین این چند دوره ای که برگزار نموده اید فقط یک نفر را نشان دهید که بتواند در دقیقه پنجاه هزار، یاحداقل همان بیست و پنج هزار کلمه و یا حتی نصف این تعداد را بخواند ! فقط یک نفر را معرفی کنید که دو برابر تند خوان ترین های جهان مطالعه کند تا ما او را به تمام دنیا معرفی کنیم و نام او در کتاب رکوردهای گینس ثبت شود و افتخاری برای کشورمان باشد.
۲- ادعای ایشان آن است که « به خلاف تند خوانی های معمول که افراد فقط متون ساده مثل روزنامه و رمان را تند خوانی میکنند، در متا فرد قادر است تمامی متون از جمله متون دقیق علمی را تند خوانی کند و بفهمد، آن هم با سرعت فوق العاده ی متا!»
– کذب این این ادعا هم کاملا واضح است حتی یک نفر از شرکت کنندگان در دوره، در متون ساده هم به آن سرعت کذایی نرسیده اند چه برسد در متون دقیق و علمی؛ که در این متون حتی با سرعت تند خوانی معمول هم قادر به مطالعه نیستند . مثلا کدامیک میتوانند یک کتاب دقیق فلسفی یا فیزیک ۳۰۰ صفحه ای را در عرض کمتر از یک ساعت یا طبق ادعی ایشان در ۲۵ دقیقه بخوانند و بفهمند؟! تا چه برسد با آن سرعت .
۳- از اصلی ترین ادعاهای ایشان که شاید بتوان گفت اکثر افراد به امید رسیدن به این توانمندی در دوره شرکت میکنند، ادعای قابلیت حفظ قرآن کریم است: طبق گفته ایشان «شرکت کننده ی در دوره قادر خواهد بود در مدت یک تا چهار ماه کل قرآن کریم را حفظ کند آن هم به نحوی که به خلاف روش های معمول حفظ، حافظ هیچ گاه نیاز به مرور محفوظات خود جهت تثبیت آنها ندارد و اگر هم قرآن می خواند برای ثوابش است نه برای تثبیت»
– آنچه در واقعیت مشاهده میشود این است که هیچ یک از شرکت کنندگان (حداقل در این حدود ده دوره ای که نگارنده از آن اطلاع دارد) علی رغم شوق و انگیزه ی بالای آنها جهت حفظ ، نتوانسته اند به حفظ معمولی آن هم در مدت چهار ماه دست پیدا کنند چه رسد به اینکه یک ماهه حافظ شوند و چه برسد به اینکه حفظشان بدون نیاز به تثبیت باشد!! یعنی هیچ کدام از این چند هزار نفر حتی به آن هدف ترسیم شده از کلاس نزدیک هم نشده اند؛ فرض کنید در یک مدرسه ی دو هزار نفری در یک درس خاص با یک معلم واحد نه تنها یک نفر هم نمره ی بیست (حفظ در یکماه بدون نیاز به تثبیت) نگیرد بلکه حتی هیچ یک از این دو هزار نفر حتی نمره ی قبولی ده هم نگیرد و همه مردود شوند و در حسرت قبولی بمانند (حفظ معمولی در چهار ماه) . در این فرض آیا مدیر عاقل تقصیر را به گردن دانش آموزان می اندازد و یا می گوید حتما معلم و کتاب و روش تدریس و… ایراد داشته که یک نفر هم قبول نشده! چرا که بسیاری از این دانش آموزان در دروس و کلاس های دیگر و با اساتید دیگر نمره ی قبولی گرفته و حتی ممتاز شده اند!
۴-ادعای ایشان در رابطه با حفظ قرآن کریم آن است که «اشخاص با این روش حفظ با نگاه کردن به صفحه سفید قرآن و اشاره به هر نقطه ای از آن می توانند دقیقا بگویند در آن نقطه چه کلمه و حتی چه حرفی وجود دارد . و تا به حال چندین نفر به این روش حافظ کل قرآن کریم شده اند.»
-بر فرض این که روش ادعایی شما صحیح باشد و نتیجه دهد ؛ در حالی که لازمه ی حفظ به این سبک استفاده از سی دی حفظ نقطه ای است که به متعلمین دوره داده میشود ، چطور ممکن است افرادی با این روش کل قرآن کریم را حفظ کرده باشند در صورتی که تا به حال فقط تا جزء ۶ این سی دی آماده شده است!! هر چند تا به حال یک نفر هم معرفی و آزموده نشده که حتی یک جزء را به این روش حفظ کرده باشد چه برسد به شش جزء و سی جزء . تنها در کلاس ها قطعه فیلمی پخش می شود که آن هم مربوط است به چهار، پنج صفحه ی اول مصحف شریف که عملا چیزی را ثابت نمی کند .
۵-از دیگر ادعاهای ایشان که در تبلیغات رسمی کلاس ها هم چاپ شده ادعای « رشد ۲۰۰۰ درصدی حافظه ی متعلمین دوره متاریدینگ » می باشد.
-این کلام هم مثل موارد دیگر ادعایی بیش نیست که هیچ گاه به وقوع نپیوسته؛ تصور کنید الان افراد باهمین مغز چه فعالیت های علمی پژوهشی حافظه و… هستند اگر این مغز بیست برابر رشد کند چه تحول عظیمی رخ خواهد داد اصلا بیست برابر نه دو برابر شود اتفاقی رخ خواهد داد و فرد قابلیتی بسیار متفاوتی نسبت به قبل پیدا میکند اگر در یک رشته تونسته تخصص پیدا کند الان در بیست رشته به راحتی میتواند متخصص شود هر درس و کتاب را بایک بار نگاه کردن حفظ میشود معادلات چند مجهولی را حل خواهد کرد و هر آنچه که شخص متعلم علوم آرزو دارد به آن خواهد رسید چرا که ذره ای ترس نفهمیدن و درک نکردن مطلب را ندارد در مثال ساده تر و پیش پا افتاده یک فرد عادی اگر قبل از شرکت در دوره ی متا قادر به حفظ پنج کلمه ی پشت سر هم باشد باید پس از دوره صد کلمه را به یک لحظه حفظ کند (۲۰ برابر) در حالی که هیچ گاه این اتفاق نیفتاده نه برای هیچ یک از شرکت کنندگان و نه حتی برای خود ایشان! در تمرین حفظ تصاویر که متعلمین موظف به حفظ آنها میباشند و طبق گفته ی ایشان مبنای حفظ قرآن میباشند، خودشان تصاویر را حفظ نیستند ودر جواب متعلمین درباره ی توضیح بعض از تصاویر به لب تاپ مراجعه می نماید و موارد متعدد دیگر که همگی نشان از عدم این توانایی در خود ایشان دارد . مدعی دوره متاریدینگ کافیست فقط به تعداد انگشتان دست، چند متعلم خود را به عنوان نمونه نشان دهد که به این توانایی ها رسیده باشند؛ اما افسوس که علی رغم اصرار فراوان هیچ گاه این اتفاق رخ نداده و هیچ نمونه ای که قابل آزمایش و تطبیق بر ادعاها باشد ارائه نشده .
۶-یکی از ادعاهای دیگر ایشان این است که ادعا میکند « متاریدینگ بخشی از طرح پرورش نابغه‌هاست که ۱۹ سال پیش چراغ خاموش شروع و سه سال و ۹ ماه پیش نتیجه داده است. ایشان میگوید شروع این آموزش‌ها را از دوران جنینی است و به محض تولد نوزاد این آموزش‌ها ادامه یافته تا این کودکان استفاده از تمام هوش‌ها را یاد بگیرند، ‌به این صورت که تا سه سالگی خواندن و نوشتن را یاد گرفته و تا قبل از ۶ سالگی بر چند زبان مسلط می شوند و اکنون ۴ هزار نفر در حال پرورش هستند».
– سوال ما این است این ۴ هزار نفر کجا هستند یک بچه خردسال ۶ ساله که در این دوره شرکت کرده و به چند زبان مسلط است را معرفی کنند و یا حداقل کلیپی از یکی از این خردسالان نابغه منتشر سازید واقعا حیف است که این نابغه ها که اینقدر زحمت کشیده اید گمنام باشند و به جامعه معرفی نشود. این هم ادعایی است بدون دلیل و سند.
۷-از دیگر محورهای ادعایی ایشان مطرح کردن بحثی است با عنوان «متای پیشرفته» که در طول دوره بارها از آن صحبت میشود. این که: «شخص در متای پیشرفته قادر خواهد بود در عرض یک هفته، وحتی در عرض یک روز کل قرآن کریم را حفظ نماید!!» چنانچه در تاریخ ۱۰/۱۲/۹۲ در کلاس ساعت ۱۸-۲۰ دار الحدیث بیان شده است. و یا اینکه سرعت مطالعه ی افراد در آن دوره ۱۰۰۰۰ کلمه (با مبنای متا) یعنی چهار برابر تند خوان ترین افراد در دنیا خواهد بود! و مثل آن.
-مهمترین سوالی که در اینجا مطرح است آن است که آیا این ادعاها مصداق خارجی هم دارند و یا فقط در حد آرزو و خیال می باشند؟! در حالی که تا به حال هیچ کس به آنچه برای متای مقدماتی گفته شده نرسیده چگونه صحبت از متای پیشرفته می کنید؟ فقط یک نفر را نشان دهید که از راه طبیعی و قابل آموزش در یک روز کل قران کریم را حفظ کند،
۸- از ادعاهای دیگر مطرح شده در باب متای پیشرفته آن است که «شخص در متای پیشرفته دارای حافظه ی فتونی و دیجیتالی خواهد بود و از تمامی صفحاتی که می بیند به صورت تیک تاکی و در دو ثانیه یک صفحه کتاب را عکس برداری می کند»
– سوالی که برای بسیاری مطرح است آن است که ایشان که خود را مبتکر و استاد این روش میداند چقدر دارای این توانایی هاست؟ زمانی که در موارد متعدد برای خواندن یک متن ساده مدت زیادی را صرف می کنید یا منظور سوالی را متوجه نمی شود و تقصیر را گردن سوال کننده می اندازید توانایی های خارق العاده و آن ذهن دیجیتالی تان کجاست؟ زمانی که برای توضیح تمرینات بارها بر متن جزوه نگاه می کنید و … کجاست آن سرعت و حافظه که خود مبدع و استادش هستید؟!!
۹-از ادعاهای کم سابقه و بسیار قابل تامل ایشان آن است که «با نگاه به شرکت کنندگان در کلاس می توانم بگویم چند درصد از آنها تمرینات را صحیح انجام داده و چند درصد، تمرینات را انجام نداده یا اشتباه انجام داده اند!»
– بیشتر از اینکه بخواهیم بحث کنیم که چنین ادعایی صحیح است یا غلط و بر فرض اینکه صحیح باشد ناشی از چه اموری است، امور ظاهری یا غیر آن؛ باید بیان کنیم که : بارها و بارها در کلاس، مخصوصا زمانی که از ایشان درخواست خواندن قرآن از حفظ و یا تند خوانی و مثل آن می شود، بیان می دارند « من دنبال جلوه گری نیستم» حال سوال اینجاست که جناب، شما که خواندن چند آیه قرآن از حفظ را جلوه گری میدانید و از آن طفره می روید در حالی که فقط در ایران اسلامی هزاران حافظ وجود دارد و به قرائت قرآن میپردازند وامری کاملا عادی است، چگونه شما چنین ادعای بزرگ و بدون مشابهی را جلوه گری نمیدانید؟! اینکه در یک کلاس چند صد نفری قدم بزنید و با نگاه به افراد بگویید مثلا تو ۳۰ درصد تمرین کرده ای به دیگری ۵۰ درصد و… جلوه گری است یا خواندن چند آیه قرآن از حفظ؟ (واقعا این چه ادعای کرامتی است که شما دارید؟!) این که سر کلاس تاکید نمایید که من ۲۴ ساعت کار می کنم، در هر ساعتی تماس گرفتید حتی دو شب جواب می دهم و خواب نیستم جلوه گری است یا تند خوانی یک متن؟
۱۰- از دیگر ادعاهای سوال بر انگیز و قابل تأمل ایشان ادعای «پایین کشیدن پرچم پنجاه فرقه ی انحرافی در کشور است » و این که «در این کشور سیصد هزار نفر دشمن من هستند» می باشد.
– سوال و تأمل ما در این است که این پنجاه فرقه که ایشان به تنهایی آن ها را زمین زده اند چه نام دارند و نحوه ی عملکرد ایشان چگونه بوده است؟ این فعالیت در چه مقطع زمانی و در کجا صورت گرفته؟ چند مرجع یا سازمان و موسسه ی رسمی این مطلب را تأیید می نمایند؟ انگیزه ی این سید هزار نفر از دشمنی با ایشان چیست؟! به راستی مگر ایشان که چند ماهی است مدرک دکترای جامعه شناسی خود را گرفته اند، چه مسئولیت و فعالیت هایی داشته اند که اینقدر دشمن دارند؟ والبته باید پرسید: علت این همه دشمن تراشی برای چیست؟! ایشان در کلاس سه قسم جلاله میخورند که در تمام دفعاتی که از وسط کلاس عبور کرده ام ناسزا شنیده ام!! آیا واقعا در یک کلاس چند صد نفره در دفعات متعدد عبور ایشان از وسط کلاس، شاگردان در مقابل ناسزای به استادشان هیچ عکس العملی نشان نداده اند و یا هیچ گاه چیزی نشنیده اند؟! و آن دشمنان هم چه بی کار! این مظلوم نمایی ها که وقتی در کلاس کسی نقد جدی مطرح میکند با منحرف کردن بحث و به کار بردن الفاظ احساسات دیگران را بر می انگیزد و بالاتر چه با جرأت که سر کلاس مثل ایشانی که کسی جرأت و فرصت نقد جدی ندارد و منتقدین (هو) میشوند به کرات به ایشان ناسزا گفته اند! ؛ البته در فرض وقوع، چنین رفتاری کاملا محکوم ، ناپسند و خلاف عقل و شرع و منطق می باشد.
۱۱- آخرین ادعایی که در این نوشتار به آن می پردازیم و بقیه ی مطالب را فرو میگزاریم ادعاهای ایشان در رابطه با اصل متا می باشد. ادعای اینکه «متا هیچ مشابه خارجی ندارد و سیستمی نوین در دنیاست» و نیز این ادعا که « مبنای متا نور است و…»
– در مورد کلام اول باید گفت: چطور ایشان خود را مبتکر این روش میداند در حالی که روش هایی در دنیا به نام های متاریدینگ، چیچیدو، فوتوریدینگ و… وجود دارد ، اما در مورد کلام دوم باید پرسید منظور شان چیست؟ آیا منظور از مبنا بودن نور در متا همان مباحث موهومی است که در رابطه با (العیاذ بالله) یکی بودن چشم سوم هندووان و بوداییان با چشم برزخی، در جزوات آورده است ؟ آیا منظور آن است که مبنای متا مخصوصا در متای پیشرفته بر فعال سازی چشم سوم و رسیدن به نوری است که قرار است از طریق این مسأله برای افراد حاصل شود و به موجودات اختری برسند … ؟!! چنانچه در جزوات هفته ی هفتم و هشتم به طور مفصل بیان میدارد؛ اگر این گونه باشد که قرائن زیادی آن را تأیید میکند، دیگر هرچند تمام ادعاهای ایشان هم ثابت باشد -که نیست- باید در این صورت به دوره ی «متاریدینگ» به عنوان یک انحراف خطرناک نگاه کرد که خواسته یا ناخواسته موجب انحرافات گسترده ای می شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *