آیا متاریدینگ در یوگا ریشه دارد؟

به گزارش روابط عمومی به نقل از سایت شخصی حجت و المسلمین الاسلام مظاهری، یوگا به عنوان یک ورزش ذهن – بدن معرفی می شود و معمولاً افکار عمومی آن را صرفا ورزش تصور می کنند. اما محققان آن را به عنوان یک راه معنوی و اسرار آمیز معرفی کرده اند و اساتید یوگا نیز آن را بسیار متفاوت از ورزش می دانند. البته کسانی که با یوگا آشنا می شوند، در مراحل اولیه آن را به صورت حرکات جسمی می شناسند و ممکن است برای لاغری یا زیبایی اندام و حتی رسیدن به آرامش از آن استفاده کنند، اما به تدریج آن را به عنوان یک ورزش ذهنی و سپس به عنوان یک راه معنوی به کار می گیرند و به مسیری وارد می شوند که از ابتدا تصوری از آن نداشته اند.
یوگا در حقیقت تعالیمی سرّی است که سینه به سینه منتقل شده است (شایگان.ص۶۳۰) بنابراین آنچه در کتاب ها یا در مراکز عمومی به صورت علنی آموزش داده می شود، همه واقعیت یوگا نیست. بلکه کتاب ها و کلاس های گوناگون نقطۀ شروع و دروازۀ ورود افراد به یک مرام سرّی و محرمانه هستند، که براستی واقعیت های آن به راحتی قابل بازگو کردن نیست. (ساتیاسنگ آناندا.ص۶۸) اما توجه درست و بررسی دقیق مبانی و آموزش های یوگا به صورت یک مجموعه پیوسته، بسیاری از حقایق را روشن خواهد کرد.
متأسفانه عدم نگرش سیستمی و مجموعه ای به آموزه های یوگا و ترجمه های تحریف آمیز از منابع یوگایی موجب شده است، که برخی از افراد یوگا را با عرفان اسلامی تطبیق داده و برابر می انگارند. در حالی که تفاوتی بسیار عظیم و شکافی شگرف میان این دو است. مفاهیمی نظیر، خدا، پرهیزکاری، بی آزاری، قناعت و پاکی در یوگا معنای خاص خود را دارند و کسی که این مفاهیم را در چارچوب فکری یک ایرانی مسلمان می فهمد، هنوز به درک درستی از یوگا نرسیده است. بسیاری از این معادل گذاری ها اساسا اشتباه است و هنگامی که به تعاریف آنها توجه کنیم، این اشتباهات آشکار می شود و نتیجه آن ایجاد معانی مختلف برای یک واژه در ذهن مخاطب است. با نگرش سیستمی به یوگا، یک آموزه یا مفهوم در میان سایر آموزه ها و مبانی یوگا شناخته می شود و بر تفاسیر مبتنی بر فرهنگ غیر هندوی تکیه نمی کند.
در نظر گرفتن اهداف کوچکی نظیر سلامتی، ورزش، کاهش دردها، حل مشکلات روانی، یا افزایش زیبایی و جوانی اهداف بسیار کوچکی است که «ممکن است منجر به زیان هایی هم بشود.» (آناندا جیوتی.ص۳۹) زیرا با یوگا به یک کار پرخطر وارد می شوید.
محقق بزرگ یوگا میرچا الیاده کمی بازتر به آموزه اساسی یوگا اشاره کرده است: «کلیۀ فنون یوگا متوجه همین نکته است، یعنی انجام دادن عکس آنچه که آدمی بدان خو گرفته است. در واقع واژگونی کلیۀ ارزشهای انسانی، هدف واقعی یوگاست.» (شایگان.ص۶۳۰) سخن الیاده آخرین حلقه پیش از هدف نهایی یوگا را بیان می کند، کسی که بتواند همه ارزش های انسانی را زیر پا بگذارد و بر خلاف آنها عمل کند، به هدف یوگا خواهد رسید.
یوگا در لغت به معنای وحدت و یگانگی است. وحدت و یگانگی که با زیر پاگذاشتن ارزش های انسانی و بازایستادن ظرفیت های آگاهی حاصل می شود. کسی از پتنجلی می پرسد هدف یوگا چیست؟ او پاسخ می دهد: «هدف یوگا رسیدن به اتحاد قوای سه گانه (جسم، روان و روح) است که به منظور بیداری کندالینی و رسیدن به مرحله سامادهی انجام می گیرد.» (آناندا جیوتی.ص۳۸) همو در یوگا سوتره می نویسد: «یوگا متوقف کردن هر گونه آگاهی و فعل و انفعالات ادراکی است.» (یوگا سوتره. فصل۱: بند۲) این اهداف مبهم با مراحل هشتگانه یوگا تحقق پیدا می کند. که یکی از آن مراحل نیاما یوگاست.
نیاما یوگا
نیاما یعنی انجام کارهایی که برای پیشرفت در مراحل یوگا ضرورت دارد. پاکیزگی، قناعت، قربانی کردن، مطالعه خویش، تسلیم شدن به ایشوارا (خودآگاهی برتر). (یوگا سوتره. فصل۱: بند۳۲) این موارد را نیز مرور می کنیم.
نظافت و پاکیزگی (ساواشا) موضوعی کلی و ساده نیست، بلکه معنایی خاص و دستورالعملی کاملاً تعریف شده است که غیر از گیاه خواری و گفتن اذکار هندویی، شش عمل را شامل می شود. یکم: نوشیدن چند لیوان آب نمک و سپس استفراغ کردن. دوم: کشیدن آب به داخل راست روده از طریق مقعد و سپس تخلیه آن. سوم: استفاده از نخ یا آب برای نظافت بینی به طوری که از یک سوراخ وارد شده و از سوارخ دیگر خارج شود. چهارم: خیره شدن به شعله شمع بدون پلک زدن تا هنگامی که اشک جاری شود. پنجم: چرخاندن عضلات شکم به شکلی خاص و ششم: تنفس عمیق و ضربتی. هر کدام از این شش عمل، شرایط و دستورات خاصی دارد که باید تحت نظر استاد انجام شود، در غیر این صورت ممکن است خطرناک باشد.
نظافت یک موضوع دو بعدی است که گذشته از جنبۀ بیرونی و جسمانی، یک جنبۀ درونی و ذهنی هم دارد پتنجلی معتقد است: «با پاکیزگی درونی خوشحالی، کنترل حواس و بینش خویش را به دست می آورد.» (یوگاسوتره. فصل۲: بند۴۱) در این مرحله هرچیزی که در ذهن است و توقف آن را بامشکل مواجهه می کند، باید بیرون ریخته شود. نه اینکه فقط افکار پلید بیرون ریخته شود، بلکه هر فکری پلید است، زیرا مانع دست یابی به هدف یوگا و توقف فکر می شود، پس باید بیرون ریخته شود بنابراین اندیشه های انسانی، الاهی و معرفت زا نیز باید دور شوند.
چیتا
مفهوم چیتا که معمولاً ذهن ترجمه می‏شود، فراتر از ذهن به معنای رایج است. به طوری که علم حضوری و قوۀ شهود قلبی را هم فرامی‏گیرد و هر چهار حالت خودآگاهی را که در ماندوکیا اوپانیشاد آمده، شامل می‏شود. (سوامی ساتیاناندا.ص۵۷) فراتر از این، در تلقی یوگا از ذهن یا «چیتا»، لایه‏های نیمه هوشیار و ناهوشیار ذهن، که به گمان یوگی ها خاطرات زندگی‏ها و تناسخ های گذشته را دربردارد، بخشی از ذهن محسوب می‏شود. به این ترتیب ذهن همۀ ظرفیت‏های آگاهی بشر را فرامی‏گیرد.
با سرکوب شدن ذهن در مراحل مختلف برنامه های یوگا، اساس و پایۀ همه معرفت‏ها و شناخت‏های انسانی از بین می‏رود. اساساً مبنای درک خود به عنوان یک موجود آگاه و فاعل شناسایی زیربنای همۀ معرفت‏های ماست. هر شخصی وقتی حضور خود را در هستی درک می‏کند و می‏فهمد که هستی هست و به این ترتیب بدیهی‏ترین گزارۀ معرفت شناختی را کشف می‏کند، خود را به عنوان یک موجود آگاه و شناسنده می‏یابد. توقف خودآگاهی در سامادهی این زیربنا را فرومی‏ریزد و شخص در دنیایی از حیرت و تاریکی فرومی‏رود. در این شرایط فرق میان هست و نیست را متوجه نمی‏شود و حتی میان اوهام ساختۀ ذهن و حقایق آفرینش تفاوتی نمی‏گذراد. به همین علت یکی از راه‏های رسیدن به مراحل عالی یوگا استفاده از گیاهان مخدر و توهم زا بوده که امروزه با داروهای روانگردان دنبال می‏شود.
ساتیاناندا بنیانگذار و رئیس دانشگاه یوگا در بیحار گیاهان مخدر مورد استفاده در یوگا را معرفی می‏‏کند. گیاهانی نظیر آنجانا ، رُسایانا و غیره که نقش توهم‏زای و تخدیری مؤثری در یوگا دارند. (سوامی ساتیاناندا.ص۳۵۷) استفاده از این گیاهان موجب می‏شود، که شخص حالتی را که در سامادهی به آنها می‏رسد، تجربه کند. به این ترتیب که مواد مخدر و توهم‏زا تصاویر و صحنه‏هایی را می‏نماید، که هیچ واقعیتی ندارد، اما برای تجربه کننده در حد واقعیت ظاهر می‏شود. در نتیجه او به همه چیز، حتی خودش شک می‏کند و واقعیت به اندازۀ توهم در نظر او فروکاسته می‏شود. در این شرایط همه چیز اهمیتش را برای اندیشیدن از دست می‏دهد و ذهن در این فشار و سردرگمی و اختلال کارکردی، از عملکرد بازمی‏ایستد.
با این خود سرکوب‏گری معرفت‏شناختی، مجالی برای خودشکوفایی معرفتی باقی نمی‏ماند. آنچه به عنوان آگاهی برتر بازشدن چشم سوم، یا چاکرای بالاسری شناخته می‎‏شود و انسان را تسخیر می‏کند، موجود ناشناختۀ خارجی است که البته از درون و عمیق ترین سطوح ذهن فعالیت خود را انجام می‏دهد و از طریق القائاتش تسلط خود را مستحکم و گسترده می‏سازد.
پتنجلی نام چنین ذهن منفعل و از خود بی خود شده ای را ذهن خلاق می گذارد و می گوید: «ذهن خلاق، آزاد از خودخواهی است.» (یوگاسوتره. فصل۴: بند۴) رهایی از خودخواهی به این معناست که تسخیر آگاهی برتر، ذهن برتر یا ذهن طبیعی است و از خود تشخیص و اراده‏ای ندارد. «ذهن خلّاق کاملاً وابسته به ذهن طبیعی است و مجبور است بر اساس آگاهی ذهن طبیعی عمل نماید.» (سوامی ساتیاناندا.ص۳۶۲) برای رسیدن به این مرحله در یوگا و شاخه‏های شبه عرفانی منشعب از آن توصیه می‏شود که افراد قضاوت و داروی نکنند، هرچیز را همانطور که هست بپذیرند، به ندای درون‏شان گوش دهند، تسلیم و پذیرنده باشند، شاهد و نظاره‏ گر باشند و در اتفاقاتی که درون‏شان می‏افتد، دخالت نکنند. همه این توصیه‏ها در واقع تسهیل کنند، مراحل تسخیر و مسخ شدگی است، که به عنوان راه کمال معرفی می‏شود.
حقیقت کندالینی
کندالینی مجموعۀ نیرویی‏هایی شعورمند و بسیار خطرناک است. اگر بیدار شود، تمام زندگی و جسم و روح فرد را به آشوب می‏کشد، تنها کسانی که کاملاً تسلیم این نیرو می‏شوند و هیچ مقاومتی نشان نمی‏دهند، می‏توانند از قدرتش بهره‏مند شوند در واقع ابزاری در دست آن نیرو می شوند. نیرویی که الوهیت درون نامیده می شود. الوهیت درون با سرکوبی استعدادها و ظرفیت‏های درونی و برنامه‏های ضد انسانی، (شایگان.ج۱٫ص۶۲۹ و۶۳۰) برای تبدیل شدن به یک حیوان بی‏احساس و ناخودآگاه به دست می‏آید.
نویسندگان و مربیان یوگا نمی‏توانند زیاد دربارۀ این موجودات شعورمند سخن بگویند، همه چیز به صورت رازی مگوست، تنها باید دیگران را تشویق کرد که وارد شوند و تجربه کنند. کسانی که فاش‏تر و بی‏پرده‏تر از دیگران سخن گفته‏اند، اعتراف می‏کنند که «در مورد مار آتشین بسیار کم گفته شده است. کم گفته شده زیرا به دلیل اسرارآمیز بودنش کم شناخته شده،… کندالینی رازی سر به مهر است، رازی در پس اسرار.» (خسرو شریف‏پور.۱۳۸۶ .ص۲۳)
انواع اختلالات روانی و اغتشاشات جسمی و عوارض گوناگون نشانه‏های بیداری مارآتشین کندالینی و برافروخته شدن این آتش ویرانگر است. (خسرو شریف‏پور.۱۳۸۶٫ص۹۸-۱۰۳) که با نام برون ریزی و مقدمه‏ای برای بهبود بعدی معرفی می‏شود. و وعده می‏دهند که نتیجۀ این برون ریزی‏های رنج‏آور و آسیب‏زا به لحاظ روانی و جسمی، رهایی و آرامش و شادمانی است. نشانه‏های آزاد شدن کندالینی «سراسیمه‏گی، رفتار نامنظم، احساس شکست عمیق و دشواری در کنار آمدن با زندگی روزمره، یخ کردن‏ها و داغ کردن‏ها، شواهدی از وجود شخصیت‏های چندگانه، تغییر خلق‏های شدید، افسردگی یا شادی بیش از حد، دوره‏های کسالت یا سرزندگی افراطی، از دست رفتن یا مختل شدن حافظه، ناسازگاری با خویش، با دیگران، با کار یا جهان و به طور کلی تغییرات شدید در وضع ظاهر (شخص ممکن است گاه سال‏ها جوان‏تر به نظر آید و اندکی پس از آن ۲۰ سال پیرتر به نظر برسد،) دیدن نورها یا رنگ‏ها، شکل‏های هندسی، صحنه‏هایی از زندگی گذشته یا حوادث آینده.» (جنویو لویس پاولسون. ص۳۲و۳۳)
در مراحل پیشرفته‏تر فرد گمان می‏کند، که زندگی‏های گذشته‏اش را به یاد می‏آورد. یعنی این آتش درونی شواهدی در مخیّلۀ فرد ایجاد می‏کند که باور او به معاد تغییر کند و به تناسخ معتقد شود. کندالینی پس از بیدار شدن چنان تأثیراتی بر فرد می‏گذارد که به باور و اعتقاد او تبدیل می‏شود و او باید در همه حال به آن احترام گذارد و حرمتش را حفظ کند. (خسرو شریف‏پور.۱۳۸۶٫ص۴۴)
افراد نباید مستقیماً برای بیداری کندالینی اقدام کنند این کار بسیار خطرناک است و باید مدتی زیر نظر استاد برای آماده سازی صرف شود. (کالاشاترا گووین‏دا.ص۳۹۵) مراحل مختلف یوگا فقط یک سلسله حرکات و برنامه‏های تنفسی مفید و دستورالعمل‏های سلامتی نیست. بلکه آنها کدهایی است که کندالینی را برمی‏انگیزد. وضعیت‏های آسانا، دستورالعمل‏های یاما و نیاما و از همه مهمتر وضعیت‏های تنفسی پرانایاما برای ایجاد حرارت درونی است، حرارتی که مار خفته را بیدار کند و مار آتشین را شعله‏ور می‏سازد. تا در مسیر چاکراها بالا رود.
کندالینی در پایین‏ترین چاکرا نزدیک محل غدد جنسی قرار دارد و همراه بیداری آن فرد دچار حمله‏های شدید جنسی می‏شود. و با شیوه‏های اسرارآمیزی که اساتید یوگا ترجیح داده‏اند دربارۀ آن چیزی نگویند، باید کنترل شود. کندالینی پس از بیداری به موازات ستون مهره‏ها تا بالای سر پیش می‏رود، تا با انرژی کیهانی بپیوندد. کندالینی در این مسیر هفت کانون انرژی را فعال می‏کند. به این کانون‏های انرژی غیر فیزیکی چاکرا گفته می‏شود. هر چاکرا نیمه خدایانی دارد که به تدریج بیدار و فعال می‏شوند. (خسرو شریف‏پور.۱۳۶۹ص۱۹۰) پاولسون دربارۀ کتابش «کندالینی و چاکراها» می‏نویسد «اکثر اطلاعات آمده در این کتاب در اصل از این وجودها به من رسیده است.» (جنویو لویس پاولسون. ص۲۵) در واقع هر چاکرا یک ذات آتشین سرشت و هوشمند است که فعال می شود و بر ذهن و زندگی و رفتار شخص تسلط پیدا می کند. «ذات نهفته در چاکراها، قدرتهای نهفته خلاقی هستند… قدرت کارایی کامل آنها موقعی است که شاکتی کندالینی در راهی که برای یکی شدن با شیوا طی می کند در آنها رسوخ نماید.» (ساتیاسنگ آناندا.ص۴۹)
نویسندگان دیگر یوگا نیز اعتراف کرده‏اند که به نوعی حالت تسخیر شده‏گی توسط این موجودات را تجربه کرده‏اند: «هنگامی که مطالب این کتاب را می‏نوشتم، حتی در هوای سرد، ارتعاشات کندالینی به صورت گرمایی واضح و شدید تمام وجودم را در برمی‏گرفت، به طوری که خیس عرق شده و گاه این وضعیت غیر قابل تحمل می‏شد و از نوشتن باز می‏ماندم و بلافاصله تمام تنم سرد می‏شد. گویی نیرویی زنده و هوشیار مرا وسیلۀ ابراز پیام خویش کرده بود.» (شریف‏پور.۱۳۸۶٫ص۲۲)
وقتی شیاطین نیرو می گیرند
این موجودات آتشین شعورمند و پرانرژی چیستند؟ ماهیت آگاهی برتر، ایشوارا و آنچه باید یک یوگی تسلم‏شان شود، همین موجودات آتشین هستند. پتنجلی توصیه می‏کند: «زمانی که خدایان دعوتت می کنند جایی برای تکبر و دلبستگی وجود ندارد زیرا امکان احیای چیزهای نامطلوب وجود خواهد داشت.» (یوگاسوتره. فصل۳: بند۵۲) این موجودات آتشین و خطرناک چه هستند که نهایت یوگا تسلیم شدن به آنهاست. موجوداتی که تمام آگاهی و احساس انسانی را می‏گیرند و بیرون می‏ریزند و آنگاه بر وجود و زندگی انسان مسلط می‏شوند. و بنابر اصل آهیمسا و پرهیز از آزار دیگران هرچقدر هم که شما را آزار دهند، نباید با آنها بجنگی، این نیروی ضد انسانی که در بین دوپهلوی انسان نهفته و یوگا می‏آموزد که به دست خود آن را نیرومند سازیم و تسلیمش شویم، به راستی چیست؟
شیاطین که از طایفه جن و از جنس آتش هستند، خود را به عنوان آتش زندگی و نیروی حیات معرفی کرده و خورشید را به عنوان بزرگ آتش هستی نماد وجود و نیروی خودشان تعریف می‏کنند. از این رو در طول هزاران سال از زمان حضرت نوح تا کنون مردم را به پرستش و نیایش خورشید واداشته‏اند. بخشی از وضعیت‏های هاتا یوگا با نام سلام برخورشید (سوریا ناماسکارام) دقیقاً تعظیم و ستایش خدای خورشید و سرچشمۀ آتش، نماد نیروی کندالینی است. جنبۀ آیینی و نمادین هاتایوگاست که تأثیر آن را در ارتباط با نیروهای آتشین و بیداری کندالینی بااهمیت می‏نماید. (کالاشاترا کووین دا.ص۳۸۹) برخی از تمرینات پیش رفته رسماً به عنوان پوجا (آیین پرستش) معرفی شده اند. (سوامی شاچی‏دانندا.ص۳۰)
معمولاً خورشید به عنوان نیرو مذکر و زمین به عنوان نیروی مؤنث رابطۀ جنسی هستی شناختی را منعکس می‏کند، رابطۀ جنسی‏ای که در بعد الاهیاتی به صورت شیوا و شاکتی دیده می‏شود و در بعد انسان شناختی نیز بیداری کندالینی به طور نمادین حامل معانی جنسی است. شیوا که نیروی درونی است و به صورت کندالینی پیچیده و نهفته است پس از بیداری با شیوا که همان شعور کیهانی یا روح جهانی یا آگاهی برتر است، پیوند برقرار می کند. «هدف از به حرکت در آوردن مار نشسته یکی شدن انرژی بعد زنانه و مردانه است.» (کالاشاترا گووین‏دا.ص۳۹۱)
موضوع فریبنده و بسیار شیطانی در یوگا این است که در مرحلۀ اول برخی از خصلت‏های نادرستی انسانی را موضوع قرار می‏دهد و با امور متضاد آن می‏کوشد که تغییراتی صورت گیرد، اما پس از آن نوبت به گرایش‏ها و ارزش‏های درست انسانی می‏رسد که با امور متضاد نابود شود و این ماهیت اصلی بخش اسرار آمیز یوگاست. بخشی که هیچ انسانی در حالت آگاهی کامل و با اعتماد به احساسات متعالی انسانی نمی‏تواند انجام دهد و انجام آنها در حقیقت عبور از مراحل تسلیم و تسخیر شیطانی در یوگاست. برای مثال اگر شما به خوردن غذاهای پاک و گوارا اهمیت می‏دهید، این یک تعلق و یک گوناست و هنوز در تعلق ساتوا هستی، راه نهایی برطرف کردن این وابستگی «نجاست خواری» است.
فراگیرندۀ یوگا بعد از مراحلی که به حریم اسرار نزدیک می‏شود، آهیمسا را درهم می‏شکند و نه برای نیاز طبیعی، بلکه برای رویای کمال «باید پنج حیوان را کشته و از سر آن حیوانات یک صندلی بسازد و رویش بنشیند، سپس معلم یوگی ارواح حیوانات را نام برده و آنان را احضار می‏کند، آن ارواح به فکر یوگی حمله‏ور می‏شوند، در این مرحله اگر یوگی دیوانه نشود و از بین نرود به مرحلۀ بعد یعنی یوگای سکس می‏رسد. یک یوگینه (یوگی زن) که در تانترا یوگا تعلیم دیده است، با راهنمایی معلم و در حضور معلم باید عمل نزدیکی را با یوگی انجام دهد. یوگی در حین نزدیکی باید فکرش را کنترل کند بدون اینکه مایع سیال جنسی‏اش را از دست بدهد. باید بتواند از طریق اندام تناسلی‏اش مایع جنسی زن را بیرون کشیده و مخلوط دو مایع خودش و زن را در قسمت پایین ستون فقراتش نگهدارد، سپس در آنجا کندالینی یا نیروی مار بیدار می‏شود. که از طریق تمرکز بر چاکراها و گفتن مانترای هر چاکرا از مجرای سوشومنا بالا می‏آید و از هر چاکرایی که می‏گذرد، یوگی به یک مقدار قدرت‏های یوگایی دست پیدا می‏کند، تا بالاخره به مغز، چاکرای هفتم می‏رسد. در این زمان یوگی به طور کامل به نیروی کندالینی دست پیدا کرده و به مرحله (سیدهی) هشت قدرت بسیار بزرگ می‏رسد.» (شریف‏پور.۱۳۶۹٫ص۱۹۰)
نهایت یوگا و همۀ وعده‏هایی که از آرامش و قدرت و شادی و موفقیت می‏دهند و از گذرگاه رنج‏بارترین اعمال می‏گذرد، هنگامی به دست می‏آید که کندالینی به مغز سر یا چاکرای هفتم (ساهاسرارا) برسد. یعنی نیروهای شیطانی بر اندیشه انسان کاملاً تسلط یابند و اعمال و وضعیت های بدنی او را کنترل کنند.
کریاهایی که خود به خود بروز می‏کند و نشانۀ پیشرفت مراحل تسخیر شدگی فرد است در هیچ دو نفری همانند نیست و به صورت‏های مختلفی نظیر گریستن، خندیدن، رقصیدن، احساس سرما یا گرما، غلتیدن، خود و سایر حرکات بی‏اختیار و عجیب بروز پیدا می‏کند. (شریف‏پور.۱۳۸۶٫ص۹۴) علت این تنوع براساس پذیرش اصل تناسخ، تفاوت تجربیات افراد در زندگی‏های گذشته پنداشته می‏شود، اما به نظر می‏رسد، موجودات ناشناخته و آتشین سرشت که در حال تسخیر فرد هستند، علت بروز این رفتارهای عجیب و آزاردهنده باشند.
قرآن کریم بسیار روشن و واضح وضعیت کسانی را که از راه‏هایی مثل یوگا و پناه بردن به نیروهای شیطانی و استعانت سمبل‏ها و پرستش خدایان گوناگون می‏کوشند تا عزت و قدرت و کامیابی به دست آورند، بیان کرده است: «وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللّهِ آلِهَةً لِیکونُوا لَهُمْ عِزًّا*کلاّ سَیکفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ یکونُونَ عَلَیهِمْ ضِدًّا*أَ لَمْ‌تر أَنّا أَرْسَلْنَا الشَّیاطینَ عَلَی الْکافِرینَ تَؤُزُّهُمْ أَزًّا» غیر از خدا الاهه‏ها و خدایانی را برگزیدند تا موجب عزت‏شان باشد. هرگز به زودی آن خدایان پنداری عبادت آنها را انکار خواهند کرد و ضد آنها خواهند بود. آیا نمی‏بینی که شیاطین را بر کافران فرستادیم تا آنها را به سوی بدبختی برانگیزند و دگرگون کنند. (سوره مریم/ آیات ۸۱-۸۳)
یوگا در متا
امروزه جریانی به نام متاریدینگ در کشور فعال شده که برخی از مطالب آن برگرفته از یوگاست. نخست، تمرین نظاره کردن به شمع که در بخش نیاما یوگا اشاره شد. دیگر تأکید بر بازشدن چاکرای آجنا که به نام چشم سوم هم نامیده می شود. دیگر اینکه در این دوره که ظاهرا دوره مهارت آموزی است تأکید می شود که بخش زیادی از نتایج تمرینات باید در جلسه و با حضور استاد انجام شود. چهارم اینکه این تمرینات ممکن است پیامدهایی نظیر کریاهای یوگا داشته باشد مثل سردرد، دیدن تصاویر عجیب و غریب، زنده و متحرک شدن نوشته های کتاب و… برخی از تمریناتی که در جزوات خاصی از این دوره برای بیداری چشم سوم داده می شود کاملا مناسب با تمریناتی است که برای بیداری کندالینی و بازشدن چاکراها توصیه می شود.
در یوگا هم آنچه در این مقاله گفته شد در ابتدا و به طور علنی به فراگیران گفته نمی شود، بلکه در ابتدا افزایش حافظه و هوش و دست یابی به ذهن خلاق از ادعاهای جذابی است که در یوگا مطرح می شود. لایه های سری در سطوح بالاتر و دوره های پیشرفته به تدریج منتقل می شود و فراگیران یوگا را به نقطه ی غیرقابل بازگشت می رساند. در متاریدینگ نیز شاهد مرحله بندی های محرمانه و ناگفته ای هستیم که شباهت بسیاری با یوگا دارد. این شباهت ها به دور از هر گونه اظهار نظر و پیش داروی، پرسش از چیستی حقایق ناگفته و پشت پرده متاریدینگ را پیش می کشد. و این مطالبه را حساس و جدی می نماید که قبل از برگزاری هر دوره ای با ادعاهایی بزرگ و عجیب، تبیین علمی و روشن آن را از مدعیان بخواهیم. علم گریزی و تحقیق ستیزی متاریدینگ که تاکنون با ادعای بیش از ده سال کار پژوهشی، یک مقاله علمی یا سمینار رسمی برای آن ارائه نشده است، چهره ای اسرارگونه شبیه یوگا از آن ساخته است.
پیام اصلی و نهایی این مقاله تأکید براین است که هر ایده یا ادعایی پیش از آنکه عمومی شود و دست مایه کسب درآمدهای کلان باشد، باید مورد مطالعه و بررسی علمی قرار گیرد، تا از بروز انحرافات و آسیب های جبران ناپذیر در جامعه جلوگیر شود.
منبع: سایت شخصی حجت و المسلمین الاسلام مظاهری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *