«متاریدینگ» آسیب یا فرصت؟

مدتی است که شخصی با نام آقای(ح.ف) با ادعای تدریس فراخواندن (متاریدینگ) معتقد است با روش خواندن نگاتیوی و فوتونی می‌توان موفقیت‌های چشمگیری در حفظ قرآن و مطالعه داشت. از سوی دیگر بعضی باور دارند این روش، دانش‌پژوهان را به سمت عرفان‌های کاذب می‌کشاند.
به همین منظور با حجت‌الاسلام والمسلمین مهدی میرزایی «مدرّس عرفان‌های کاذب معاونت تبلیغ حوزه علمیه قم» و «مدیرگروه مستقل پژوهش و مطالعات متاریدینگ» گفت‌وگو کردیم ایشان اشاره کردند یکی از شیوه‌های ترویج عرفان‌های نوظهور، ادّعای آموزش فراگیری مطالب در کوتاه‌ترین زمان است. وی گفتند؛ متاریدینگ با کلاس‌های رایج تندخوانی تفاوت بنیادین دارد زیرا ترویج یوگا، مباحث چاکرا و فعال کردن چشم سوم از ویژگی‌های اساسی متاریدینگ است که آبشخور آن عرفان‌های کاذب است.
تفصیل این مصاحبه بدین شرح است:
آقای(ح. ف) خود را بنیان‌گذار و ابداع کننده متاریدینگ می‌داند
*در ابتدا توضیح می‌دهید «متاریدینگ» چیست و چه کسی آن را ابداع کرده است؟
-متاریدینگ یا فراخواندن آن‌گونه که استاد دوره (ح. ف) ادعا کرده‌ این است که شرکت کنندگان در دوره ذهنشان دو هزار درصد رشد خواهد کرد زیرا دو نیم کره مغز فعال می‌شود و هوش و حافظه ارتقاء پیدا می‌کند و مغز توانایی تصویر‌برداری لحظه‌ای از صفحات مورد مطالعه پیدا خواهد کرد. طبق گزارشی که شرکت کنندگان دوره متاریدینگ به ما داده‌اند استاد دوره گفته که سرعت خواندن شما پس از دوره به طور متوسط ۲۵۰۰ کلمه در دقیقه و سرعت خواندن نفرات برتر پنج هزار کلمه در دقیقه خواهد شد.
طبق بیان وی تندخوان‌ترین افراد در دنیا تنها قادر به خواندن حدود ۸۰۰ کلمه در دقیقه هستند و در مِتای پیشرفته شخص قادر خواهد بود در یک روز حافظ کل قرآن شود! همچنین خواندن افراد به صورت تصویربرداری از صفحات و مطالب است و ۲ ثانیه زمان برای خواندن و فهم یک صفحه کتاب کافی است که موفقیت فوق‌العاده‌ای خواهند داشت به شرط آنکه تمرینات دوره را حداقل سه ساعت در روز انجام دهند. حفظ قرآن هم به صورتی خواهد بود که پس از آن نیاز به مرور محفوظات ندارد زیرا آیات کاملاً در ذهن تثبیت می‌شود، این دوره را برای بچه‌های هشت ساله نیز توصیه کرده‌اند. آقای(ح. ف) خود را بنیان‌گذار و ابداع کننده متاریدینگ می‌داند.
*از منظر شما چه انتقادهایی به متاریدینگ(فرا خواندن) وارد است؟
-متاریدینگ از دو جهت مورد نقد و بررسی است: اوّلا از لحاظ تکنیک و روشی که آقای(ح.ف) ارائه می‌کنند، ثانیاً از جهت مبانی و محتوای متاریدینگ که با عرفان‌های کاذب پیوند دارد.
*درباره اشکالاتی که در تکنیک و روش آقای(ح.ف) وجود دارد، بیشتر توضیح ‌دهید؟
-هر شیوه‌ آموزشی که بخواهد در جامعه مطرح شود، لازم است ابتدا به عنوان یک تئوری علمی در حضور کارشناسان متعدد مطرح شود و در صورتی که به عنوان یک نظریه علمی پذیرفته شد آن‌گاه در سطح گسترده اجرا شود.
در این عرصه نیز نظر روان‌شناسان و متخصصان مغز و اعصاب و افراد صاحب‌نظر بسیار حائز اهمیت است. شیوه‌ای که وی ترویج می کند در صورت عبور از یک فیلتر و تبدیل شدن به یک نظریه علمی، صلاحیت می‌یابد در جامعه مطرح شود.
آقای (ح.ف) ادّعاهایی دارد که مورد تأیید هیچ مرکز و مجمع علمی نیست. برخی از شرکت کنندگان گزارش داده‌اند ایشان به یک جمع ۵۰۰ نفری گفته‌ همه شما میگرن خفی دارید و ممکن است با انجام تمرینات متاریدینگ، میگرن شما بروز کند و سر درد و سرگیجه سراغ شما ‌آید ولی نگران نباشید! من روش درمان آن را خواهم گفت!
*خب! به نظر شما ایرادی دارد آقای(ح.ف) روش درمان سر درد را به شرکت کنندگان دوره بگوید؟!
-اوّل این‌که چه کسی می‌تواند با قاطعیت به یک جمع ۵۰۰ نفری بگوید همه شما میگرن خفی دارید؟! البته ما شک نداریم که تمرینات هیپنوتیزمی بسیار مشکلی که توسط آقای(ح.ف) توصیه می‌شود ممکن است به مغز و روان انسان آسیب وارد ‌کند و باعث میگرن و سرگیجه شود. این که عرض کردم «هیپنوتیزم»، شعار نمی‌دهم زیرا بسیاری از تمریناتی را که ایشان ارائه می‌کنند سایت‌هایی با عناوین هیپنوتیزم، همان تمرین‌ها را دارند ترویج می‌کنند که برای مغز و اعصاب، وحشتناک مضرّ است. به نظر می‌آید آقای (ح.ف) اطلاع دارند که سر درد شدید سراغ افراد خواهد آمد!
چرا آقای (ح.ف) پیشاپیش به تمام شرکت کنندگان در یک جلسه ۵۰۰ نفری می‌گوید همه شما میگرن خفی دارید؟! کدام نظام آموزشی می‌تواند چنین ادّعایی کند؟! این ادّعا مانند آن است که در یک رستوران غذای فاسد عرضه شود و مسئول رستوران به صدها نفر بگوید بهترین غذای دنیا را برای شما طبخ کرده‌ایم اما بدانید همه شما بیماری دستگاه گوارش دارید و ممکن است پس از خوردن غذا درد معده شما بروز کند! کدام انسان عاقل این حرف مُضحک را می پذیرد؟! و مُضحک‌تر این‌که بگوید نگران نباشید پس از صرف غذا برای شما دارو تزویج می‌کنم!
دوم این‌که دوره متاریدینگ در دانشگاه قرآن و حدیث به پایان رسید و بعضی از شرکت‌کنندگان گِلایه داشتند؛ استاد راه درمان سردرد را نگفته است!
به فرض که روش درمان را هم بگوید چقدر می‌شود به روش درمانی وی اطمینان کرد؟! به همین خاطر است که بنده اصرار دارم لازم است کارشناسان و متخصّصین در چندین رشته علمی روش وی را تأیید کنند، اگر دانشجویی پس از اتمام دوره یا در دراز مدّت دچار سر درد شدید و میگرن شود یا عصبی شود و یا دچار بی‌خوابی شود چه کسی پاسخگو است؟!
(ح.ف) حاضر نشده در یک نشست علمی از ادعاهای خود دفاع کند
*چرا شما کارشناسان عرفان‌های کاذب نسبت به آقای(ح.ف) خوش‌بین نیستید، ممکن است وی با توجه به ادّعای رشد ذهنی دو هزار درصدی به جایی رسیده باشد و در زمینه‌های مختلف تخصص داشته باشد؟
– نقد ما بیشتر به مبانی متاریدینگ است که کاملاً آمیخته با عرفان‌های التقاطی و انحرافی است که عرض خواهم کرد. اما آقای(ح.ف) ادعا دارد روش متاریدینگ در دنیا بی‌نظیر است و می‌گوید؛ نظام آموزشی کشور صحیح نیست و متُدی که من ارائه می‌دهم بهترین است.
آیا توقع زیادی است که وی حداقل باید یک مقاله علمی- پژوهشی در این مورد نوشته باشد؟! کسانی که ادعای کمتر از این را دارند مقالات ISI دارند و در دنیا مطرح هستند نمی‌دانم ‌چرا او هیچ مقاله علمی پژوهشی در این مورد ندارد؟! البته شاید وی در یک مرکز و مجمع علمی، تئوری‌های خود را مطرح کرده باشد و مقالاتی هم نوشته باشد و بنده اطلاع نداشته باشم. اما آقای(ح.ف) تاکنون حاضر نشده در یک نشست علمی از ادعاهای خود دفاع کند.
در متاریدینگ برای رسیدن به آرامش، اعتقاد به خدا لازم نیست!
*در مورد مبانی متاریدینگ بیشتر توضیح ‌دهید و دقیق‌تر بفرمایید چه ربطی با عرفان‌های کاذب دارد؟
-در جزوات تمرینی دوره متاریدینگ ترویج عرفان سکولار به صراحت دیده می‌شود. عرفانی توصیه می‌شود که در آن «خداوند» حضور ندارد و تنها با انجام تمرینات زیر نظر «استاد» آرامش حاصل می‌شود!
در جزوات آمده است: «عمل به معنویت می‌تواند اثر سلامت‌بخش در مغز داشته باشد. مهم نیست که چگونه به خدا ایمان دارید، زیرا دلایل قابل توجهی وجود دارد، مبنی بر اینکه چنین عملکردی حتی اگر به خدا اعتقاد نداشته باشید، مؤثر است…».(جزوه پنجم، دوره دانشگاه قرآن و حدیث، ص۱)
جالب است که در متاریدینگ برای رسیدن به آرامش، اعتقاد به خدا لازم نیست، اما داشتن استاد و مربّی ضروری است! البته این از ویژگی‌های بارز تمام عرفان‌های سکولار است. در همان جزوات آمده است:
«فعال نمودن آجنا به علم، آگاهی و ظرفیت احتیاج دارد بدیهی است که فعال شدن چشم سوم قبل از حصول این موارد، می تواند فاجعه ایجاد کند. برخی از جویندگان و طالبان به دنبال شیوه‌های فوری و آنی برای فعال‌سازی چشم سوم هستند. اینان غافل‌اند که در صورت دستیابی به این شیوه‌ها، بزرگترین ضررها و آسیب ها را به خود وارد خواهند نمود. انجام تمرین های منظم و مستمر، زیر نظر مربی آگاه و ورزیده، می‌تواند آجنا را بیدار نماید. دقت نمایید انجام تمرین بدون داشتن و نظارت مربی عالم و عامل، تبعات و مشکلات فراوان به دنبال خواهد داشت».(جزوه هشتم، دوره دانشگاه قرآن و حدیث، ص۱)
درون‌مایه متاریدینگ سرشار از آموزه‌های یوگا و مدیتیشن است
*شما در ابتدای صحبت‌هایتان اشاره کردید متاریدینگ با عرفان التقاطی- انحرافی آمیخته است، منظورتان را شفاف‌تر بیان می‌کنید و می‌فرمایید منظور آقای ح.ف از «چشم سوم» چیست؟
-برخی از فرقه‌ها مانند شیطان‌گرایی، شمشیر را از رو بسته و دین‌ستیزی را شعار خود قرار داده‌اند، بنابراین هیچ پوشش و نقابی از دین‌داری و معنویت‌گرایی بر صورت نیفکنده‌اند، پس خطر زیادی برای جامعه اسلامی ندارند، حتی شیطان‌پرست‌ها در جامعه مسیحیت نیز مورد تنفّر مسیحیانند، اما گاهی یک فرقه یا جریان انحرافی و باطل در لباس عرفان و معنویت جلوه‌گر می‌شود و احادیث و روایات و آیات قرآن را مویّد خود قرار می‌دهد، این خطرناک‌تر از شیطان‌گرایی است، حتی اگر مروّجین آن بازی خورده باشند و ندانند چه می‌کنند اینان بدون شک تبر به ریشه دین و معنویت می‌زنند و جمعیت زیادی را به انحراف می‌کشانند. باز تأکید می‌کنم حتی اگر مروّجین آن بازی خورده باشند و ندانند چه می‌کنند جامعه را به انحراف سوق می‌دهند.
درون‌مایه و مبانی متاریدینگ سرشار از آموزه‌های یوگا و مدیتیشن است که لباس عرفان به تن کرده و مدّعی معنویت است! سیدجلال موسوی‌نسب حدود ۳۰ جلد کتاب در زمینه یوگا و مدیتیشن ترجمه کرده و مروّج یوگاست. وی به صراحت می‌گوید: «کسانی که یوگا را صرفاً ورزش می‌دانند به فرهنگ ملی خیانت کرده‌اند چون یوگا عرفان است»! به ما گزارش داده‌اند که آقای(ح.ف) نیز ادّعا کرده متاریدینگ پیشرفته چیزی شبیه عرفان است! امیدواریم منظور وی چیز دیگری بوده باشد.
اما در مورد «چشم سوم» سؤال کردید. در جزوه هفتم، چاکرای پیشانی را چشم سوم و «چشم برزخی و ملکوتی» بیان کرده و با عناوین مختلف می‌گوید:
«چشم سوم با اسامی مختلف خوانده می‌شود. از جمله: چشم دل، چشم درون، چشم دانش، چشم بصیرت، چشم شهود، چشم یگانه، چشم معرفت، چشم معرفت بین، چشم برزخی، چشم عقل، چشم فكر، چشم معنوی، چشم قلب، چشم دریا، چشم سرّ، چشم باطن، چشم باطن بین، چشم خرد، چشم برزخ ملكوتی، چشم بصیرت باطنی، چشم بصیرت مثالی، چشم بصیرت ملكوتی، چشم بصیرت نفس، چشم غیبی ملكوتی، چشم ملكوت، چشم ملكوتی برزخی، دیده‌ی بصیرت، دیده‌ی دل، دیده‌ی دریا، ستاره‌ی شرق، كبوتری از ملكوت، چاكرای ششم، چاكرای پیشانی، چاكرای گورو، چاكرای آگیا، دروازه‌ی اثیری، مركز پیشانی، مركز ابرو، مركز فرمان، نقطه سیاه، تیسراتیل، تری كوتی، تری ونی، موكتا تری ونی، جنانترا، شیوانترا، برومادهیا، برامیریها، دودال‌كانوال، نوكتی ساودا، آجنا و …
چشم سوم بدان سبب گویند كه چشم‌های فیزیكی راست و چپ را اول و دوم در نظر گرفته و دو تا حساب شده‌اند، پس این ساختار، چشم سوم نام گرفته است…».(جزوه هفتم، دوره دانشگاه قرآن و حدیث، ص۱)
*دلیل دیگری برای انحرافی و التقاطی بودن متاریدینگ دارید؟
-وی جزواتی را در دانشگاه قرآن و حدیث توزیع کرده و در آن جزوات، احادیثی از پیامبر اکرم(ص) و از امام سجاد(ع) درباره چشم باطنی انسان ذکر شده و متأسفانه این روایات را برای توجیه «چشم سوم» و «چاکرای آجنا» مویّد آورده است!
در آن جزوات آمده:
«چشم دل، عنوانی است كه بیشتر در ادبیات و عرفان به‌كار می‌رود. معادل عربی آن «بصرِ قلب» است كه در احادیث و روایات نیز به آن اشاره شده است. نبی گرامی اسلام، حضرت ختمی مرتبت، سید و سرور كائنات ـ كه سلام و صلوات بر او و خاندانش باد ـ می‌فرمایند: «نیست بنده‌ای جز اینكه برای قلبش دو چشم است و آنها دیدنی نیستند و با آنها عالم غیب مشاهده می‌شود. هر آنگاه خداوند اراده فرمود خیر بنده‌اش را، می‌گشاید چشم دلش را و می‌بیند آنچه غایب است از این چشمان»(عبادت عاشقانه، ص ۷۷)، همچنین سید ساجدین حضرت امام سجاد(ع) می‌فرماید: «هر كس را دو چشم سرّ و باطن است كه با آن غیب‌ها را می‌بیند و چون خداوند به بنده‌ای اراده خیر فرماید، چشم‌های باطن او را می‌گشاید. «سوخته، ص ۹۲».(جزوه هفتم، دوره دانشگاه قرآن و حدیث، ص۱)
جزوات تمرینات دوره متاریدینگ که در دانشگاه قرآن و حدیث توزیع شده با عرفان‌های کاذب آمیخته است
*شما اشکالاتی در تکنیک و مبانی متاریدینگ مطرح کردید، شاید از نظر آقای(ح.ف) متن این جزوات، مبانی متاریدینگ نباشد، همچنان که برخی از شرکت‌کنندگان در این دوره از قول وی چنین ادّعاهایی دارند؟!
-اگر کسی این جزوات انحرافی را به صورت شبنامه هم در جامعه توزیع کند جُرم است. اگر بپذیریم که ایشان عرفان‌های کاذب را نمی‌شناسد و جزواتی را در دوره متاریدینگ توزیع کرده‌ و بعداً متوجه شده باشد که اشتباه کرده و در حضور کارشناسان عرفان‌های کاذب و یا حتی در جمع شرکت‌کنندگان دوره متاریدینگ به اشتباه خود اعتراف کند، قابل چشم‌پوشی است. امّا وی خود را از پیشکسوتان مبارزه با عرفان‌های کاذب می‌داند و باور دارد به هیچ وجه عرفان‌های کاذب را ترویج نمی‌کند!
ضمن اینکه بسیاری از تمرینات یوگا و مدیتیشنی که در جزوات آمده در جلسات دارد به صورت عملی انجام می‌شود! مثلاً عنوان جزوه هشتم وی «تکنیک‌های فعال‌سازی چشم سوم» است و به فعّال کردن آجنا برای فعّال‌سازی چشم سوم تأکید شده است. در صفحه اوّل این جزوه آمده:
«فعال نمودن آجنا به علم، آگاهی و ظرفیت احتیاج دارد، بدیهی است که فعال شدن چشم سوم قبل از حصول این موارد، می‌تواند فاجعه ایجاد کند… حرکت کره چشم به سمت بالا، پایین، چپ و راست به صورت فیزیکی و ذهنی بر تحریک آجنا موثر است. این تمرین نیز در در حالت آرامش و خلسه با تمرکز و آگاهی کامل انجام می‌شود. بالا کشیدن پلک‌ها، ابروها و پوست پیشانی به صورت فیزیکی و ذهنی، در حالت آرامش و خلسه، با توجه و تمرکز نیز تمرین دیگر هست».(جزوه هشتم، دوره دانشگاه قرآن و حدیث، ص۱)
بنده در یک جمله عرض کنم جزوات تمرینات دوره متاریدینگ که در دانشگاه قرآن و حدیث توزیع شده چنان با عرفان‌های کاذب آمیخته است که به هیچ وجه قابل انفکاک نیست، به گونه‌ای که می‌توان گفت تار و پود آموزه‌های متاریدینگ با مبانی عرفان‌های کاذب تنیده شده است. برخی از روش‌های تندخوانی متداول که دیگران نیز سال‌ها در جهان از آن استفاده کرده‌اند چاشنی تکنیک‌ها و مبانی یوگا و مدیتیشن شده است. تشخیص این نکته خیلی دشوار نیست اگر کسی اندک مطالعه‌ای در موضوعات یوگا و مدیتیشن و مباحث انرژی‌درمانی داشته باشد می‌داند چاکرای آجنا و چشم سوم یعنی چه و عرایض بنده را تأیید می‌کند.
*آیا شما از آقای(ح.ف) دعوت به مناظره و گفتگو کرده‌اید که سخنان و ادلّه وی را بشنوید؟
-بله! حدود ۲ماه و نیم پیش (۱۷/۱۲/۹۲) از ایشان دعوت رسمی انجام شد تا در حضور کارشناسان عرفان‌های کاذب از ادعاهای خود دفاع کنند و با توجه به این‌که از ایشان دعوت به گفت‌وگو صورت گرفت و حتی پیشنهاد شد اگر وی تمایل داشته باشد، مناظره‌ای در جمع شرکت‌کنندگان دوره برگزار شود، ولی تا این لحظه هیچ پاسخی دریافت نشده و آقای (ح.ف) فقط تهدید کرده که شکایت می‌کنم!
*به نظر شما چرا آقای (ح.ف) از مناظره استقبال نمی‌کند؟!
-بهتر است این سؤال را از خودشان بپرسید.
* برگزار کنندگان دوره‌های متاریدینگ سعی می کنند دوره‌ها را در شهرهای مذهبی و با تبلیغ حفظ قرآن انجام دهند به نظر شما هدفشان چیست ؟
-برگزار کنندگان دوره متاریدینگ سعی می‌کنند از هر فرصتی استفاده کنند و با تشکیل دوره‌ها در شهرهای مذهبی مانند قم، به متاریدینگ مشروعیت ببخشند آنان تصمیم داشتند در مدرسه علمیه معصومیه نیز دوره‌ای داشته باشند پیشنهاد ما این بود که از آقای (ح.ف) درخواست مناظره کنند و اگر ایشان نپذیرفت دوره تشکیل نشود و جلسه نقدی ترتیب دهند. متاسفانه آقای (ح.ف) اعلام آمادگی برای مناظره نکردند و با دعوت مسئولین مدرسه معصومیه جلسه نقدی برگزار شد و کارشناسان آسیب‌های متاریدینگ را بیان کردند البته اگر در آن جلسه آقای (ح.ف) نیز می‌آمدند و پاسخگوی ادّعاهای خود بودند ما بیشتر خوشحال می‌شدیم.
پیشنهاد ما به مسئولین دلسوز دفتر تبلیغات که همواره از کرسی آزاد‌اندیشی استقبال کرده‌اند این است که اکنون نیز هر چه سریع‌تر پیش از اتمام دوره متاریدینگ، جلسه‌ مناظره یا جلسه نقدی را با حضور اساتید و کارشناسان، در مکان برگزاری دوره متاریدینگ ترتیب دهند.
بسیاری از موسسات و مراکز دینی و قرآنی به آسیب‌های متاریدینگ پی برده‌اند و به ما مراجعه می‌کنند و از متاریدینگ سوال می‌کنند و این نشانه بیداری و هشیاری آنان است که به راحتی تحت تاثیر تبلیغات قرار نمی‌گیرند.
*در رابطه با اهانت به ساحت مقدس حضرت فاطمه زهرا (س) در دوره متاریدینگ، اگر مطلبی دارید بفرمایید.
-بله! بنده متأسفم! طبق گزارشی که رسیده آقای(ح.ف) حرمت حضرت صدیقه طاهره(س) را حفظ نکردند!
*با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید.
-ممنون و متشکرم که برای تحقق اسلام و عرفان ناب در جامعه تلاش می‌کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *